ما خرابیم یا بازار

">

ما خرابیم یا بازار

ما خرابیم یا بازار
چندشب پیش که سوار بر ماشین یکی از دوستان بودم. به هنگام سوخت گیری متوجه پنچر شدن لاستیک شدیم.
در آن وقت شب در جاده به دنبال یک پنچرگیری گشتیم که بلافاصله با دیدن اولین پنچر گیری در کنار خیابان ایستادیم. جوان تعمیرکار بدون اینکه زحمت پیدا کردن پنچری را به خودش بدهد، لاستیک پنچر را باد زد و گفت اگر تا دو روز دیگر باد لاستیک کم شد یعنی پنچر است و مبلغ ۲۰۰۰ تومان را بابت باد زدن یک لاستیک طلب کرد.
صبح روز بعد باد لاستیک ماشین کم شده بود و مطمئن شدیم که پنچر است. در داخل شهر به یک پنچر گیری مراجعه کردیم، با کلی معطلی، تعمیرکار آمد لاستیک را نگاه کرد و گفت باید باز شود تا محل دقیق پنچری مشخص شود، در همان لحظه چشمم به میخی ریزی که در لاستیک فرو رفته بود افتاد و گفتم که شاید پنچری از آن میخ باشد، او مجددا با ریختن کمی مایع آب صابون لاستیک را بررسی کرد و گفت بله از همان میخ است.
ما که عجله داشتیم گفتیم اگر امکانش هست پنجری را هرچه سریع تر بگیرد تا ما به کارمان برسیم، اما او گفت، بدلیل اینکه در مغازه اش تنها یک جک دارد و آن هم زیر ماشین دیگری است نمی تواند این کار را الان برایمان انجام دهد و باید کمی منتظر بمانیم.
خلاصه مجبور شدیم به پنچرگیری دیگری مراجعه کنیم، این بار برای سریع انجام شدن کار هم مکان دقیق پنچری را به تعمیرکار نشان دادیم و هم گفتیم که همکاران اش برای یک پنچری ساده چقدر مارا معطل کرده اند و ما دیگر وقتی برای منتظر ماندن نداریم.
فرد تعمیرکار هم بدون توجه به حرف ما، جک را زیر ماشین قرار داد و شروع به بالا و پایین کردن دستگیره جک کرد، اما هرچه دستگیره را تکان میداد ماشین هیچ تکانی نمی خورد، احساس کردم که حتما این تعمیرکار هم جک اش خراب است اما همان لحظه بود که دیدم. دوستم با دودست خود روی سرش می زند، زیرا فرد تعمیرکار جک را بجای اینکه زیر شاسی ماشین بگذارد آن را زیر باک بنزین قرار داده بود که منجر به مچاله شدن باک ماشین شده بود.
و وقتی که با فریاد دوستم متوجه اشتباه خود شد، بدون هیچ گونه عذرخواهی خیلی ریلکس جک را پایین آورد و مجددا زیر شاسی قرار داد و مشغول به ادامه ی کارش شد.
✅نتیجه:
چند روزی است که با انواع مشاغل آزاد و دولتی در ارتباطم و چیزی که برایم جالب است این است که افرادی که در کار خودشان حرفه ای باشند و کار باکیفیت و اصولی را برای مشتری انجام دهند بسیار کم هستند و اکثر افراد در هر صنفی توهم کار بلد بودن را دارند.
از نظر من می شود به این قضیه، به چشم یک فرصت برای رشد و کسب درآمد نگاه کرد، زیرا با وجود این همه رقیب ضعیفی که در هر صنفی در کشور ما وجود دارد، می توان با کمی کار با کیفیت تر، اصولی تر و حرفه ای تر در آن صنف سر آمد شد و بیشترین مشتری را نسبت به سایر رقیبان بدست آورد.
و آن زمان است که بواسطه ی ارائه خدمات خوب، خود مردم ما را تبلیغ کرده و به دیگران معرفی می کنند. زیرا خدماتی را دریافت می کنند که هرگز رقبای ما در آن صنف قادر به ارائه آن نیستند.

Please rate this

بدون دیدگاه

ارسال دیدگاه