پیشگفتار

چرا برخی از مدیران تمایلی به استفاده از خدمات یک مشاور بازاریابی ندارند ؟

برخی از مدیران ، گذشته از اینکه آیا مفهوم مشاوره یازاریابی را بدرستی می دانند یا نه ، بعلت برخی از تصورهای نادرست ، اصولاً تمایل به استفاده از خدات یک مشاور بازاریابی ندارند . برخی از این پندارهای نادرست عبارتند از :

احساس غرور : ما کار خود را بلد هستیم و نیازی به مشاور بازاریابی نداریم .

پاسخ : اولاً بعید است که آنها در حد یک مشاور بازاریابی دارای تحصیلات تخصصی در این زمینه باشند و حداکثر این است که بتوان گفت در این زمینه فردی با تجربه هستند ولی در دنیای پر تحول امروز مسلماً تجربه به تنهائی کافی نیست .

ثانیاً‌ بفرض هم که ایشان دارای تخصص کافی در این زمینه باشند ولی حقیقت این است که این افراد از کارکنان شرکت خود بوده و از درون شرکت به مسائل و مشکلات شرکت می نگرند ، درگیر تعصبات و نزدیک بینی های ناشی از اجرا هستند و لذا نمی توانند به اندازه یک مشاور بازاریابی که فردی بی طرف و بیرون از شرکت است واقع بین باشند .

ثالثاً بفرض هم که بهمان اندازه واقع بین بوده و ریشه مشکلات را درست تشخیص داده باشند ولی تشخیص مشکل یک مطلب است و یافتن راه حل مناسب مطلب دیگر و برای یافتن راه حل درست باید فرصت کافی برای تحقیق و تحلیل داشت که آنها بعنوان یک مدیر اجرائی با توجه به گرفتاری ها و کمبود وقت ، معمولاً فرصت چنین کاری را ندارند .

رابعاً حتی اگر هم فرض کنیم آنها راه حل مناسب را یافته اند ولی اجرای درست راه حل معمولاً یکفرایند کند و وقت گیر است ومدیران شرکت ها چون درگیر مسائل روزمره هستند غالباً در این موارد نمی توانند موفق باشند .

احساس بی نیازی : اوضاع ما خوب است و فعلاً نیازی به مشاور بازاریابی نداریم .

پاسخ : اولاً همه کسانیکه الآن دچار مسأله هستند هم زمانی مانند این مدیران اوضاع خوبی داشتند ولی تدریجاً اوضاع آنها رو به بدی گذاشت بدون اینکه خود متوجه شوند و اینها هم از این قاعده مستثنا نیستند .

ثانیاً به موفقیت رسیدن مهم است ولی در موفقیت ماندن مهم تر است و شرکت های عاقل آنهائی هستند که درست در زمانیکه اوضاعشان خوب است بفکر حفظ همین اوضاع می افتند و بسراغ مشاور می روند .

ثالثاً وقتی اوضاع شرکتی بد شد و به بحران افتاد مشاور بازاریابی هرچند هم که ماهر و حرفه ای باشد مانند آتشنشانی است که پس از شعله ور شدن آتش خبردار می شود و بهر حال خسارت ایجاد شده است .

احساس بی اعتمادی : مشاوران فقط حرف می زنند و مرد عمل نیستند .

پاسخ : اولاً مشاوران ، به اقتضای کارشان ، فقط می توانند حرف بزنند و توصیه کنند ولی مدیران اجرائی نیستند و اجرا بر عهده شماست ، درست مانند پزشک ماهری که فقط می تواند نسخه پیچیده و بشما توصیه کند ولی اجرا ، رعایت توصیه ها و پرهیز بر عهده مدیران وکارشناسان شرکت است .

ثانیاً مشاوران در بخش اجرا هم می توانند به شما کمک کنند و اتفاقاً نقش آنها در این مرحله ، بعلت پیچیدگی های کار اجرا ، برای شما مهمتر است .آنها می توانند پابپای شما در مراحل اجرا با شما همراهی کرده و از طریق ارائه توصیه های کارشناسی ، شما را در اجرا یاری کنند ولی در این مورد هم همچنان اجرا با شماست .

ثالثاً مشاوران بعنوان افرادی که بیرون از سازمان هستند می توانند زمینه ایجاد تحول را در شرکت ها فراهم کنند و بعنوان یک جرقه برای ایجاد یک تحول انفجاری عمل کنند کاری که مدیران خود شرکت بعلت درون شرکت بودن نمی توانند انجام دهند هرچند بخواهند .

احساس بی کفایتی : مشاوران فقط تئوری تحویل ما می دهند و راه کارهای اجرائی نمی توانند بدهند . تئوری ها را خودمان هم می توانیم در کتاب ها بخوانیم .

پاسخ : این ایراد بیشتر به این علت است که در سال های اخیر تعداد زیادی افراد تحصیل کرده در زمینه بازاریابی بدون داشتن تجربه اجرائی کافی وارد کار مشاوره شده و این بد بینی رادر مدیران اجرا نموده اند . چنانکه قبلاً در تعریف مشاور گفتیم داشتن سابقه اجرائی طولانی و مرتبط برای مشاور بازاریابی امری ضروری است و مدیران شرکت ها در هنگام انتخاب مشاور بازاریابی خود باید به این نکته توجه کنند . برای کسب اطلاعات بیشتر در این مورد می توانید به بخش توصیه هائی در مورد روش انتخاب یک مشاور بازاریابی مراجعه کنید .

احساس هزینه : مشاوران بازاریابی دستمزد زیادی می خواهند و ما پول این نوع کارها را نداریم .

پاسخ : هر چند ممکن است دستمزد یک مشاور بازاریابی خوب بنظر بعضی ها زیاد باشد ولی حقیقت این است که این دستمزد در مقایسه با پول هائی که شرکت ها بخاطر نداشتن مشاور بازاریابی بهدر می دهند یا در مقایسه با درآمدی با داشتن یک مشاور بازاریابی کسب می کنند واقعاً ناچیز است . در واقع استخدام یک مشاور بازاریابی صاحب صلاحیت ، هزینه کردن نیست بلکه نوعی سرمایه گذاری است برای کسب درآمدهای آینده .

به نقل از T.M.B.A